تبليغاتX
»-(¯`v´¯)-»تنهاترين عاشق»-(¯`v´¯)-» <-تنهاترين عاشق->


تنهاترين عاشق

وقتــی که برگی رو زمــین مـــی یـفته                حس میکنم گریـه ی بی صــداشو

حس می کنم چی میگـذره تو قلــبش                 وقتی می بینه مرگ لحظه ها شو

وقتی با چشمام می بینم که یک برگ                سیــلی بیــجا مــی خــوره از تگرک

پا مــــی زاره خــــزون به بـــاغ دلــــم                بــاز کلاغا ســر مـــی دن آواز مـرگ

یخ میــــزنه تو ســینه قلـــب خـــونــم                آخـــــه مــــن از تـــبار ایـــن خـزونم

وقتــی که پرپرمیشــه گــل تو گ
لــدون              خـــالـــیـــه از کبــــوترا آســــمــــون

حبـــاب بغـــضم تو گلـــوم مـی شکنه               ابر چشــمام دوباره می شـــه بارون

کبــــــوتــــر دلم به فکـــر کـــوچــــــه               بــــرای مـــن زندگـــی سـرد و پوچه

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 11:4 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

در امتداد نگاه تو
لحظه های انتظار شکسته می شود
و بغض تنهایی من
مغلوب وجود تو می شود

ببین اندام تنهاییم را 
که در لحظه های خاکستری
در انتظار طلوع خورشید است


صدای جیر جیرک ها به گوش می رسد
سکوت را نوازش می دهند
و جای خالی آدم های شب نشین را
با نگاهی معصومانه پر می کنند



نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 8:46 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

امروز دلم خيلي گرفته، هواي گريه داره!!

بياد قديما سري زدم به وبلاگ دوستان اونهايي كه سه چهار سال پيش لينك من بودن 

ولي هيچ كدومشون ديگه نمي نويسن آخه چرا؟؟

ميدونم حتماً همه يا ازدواج كردن رفتن سر خونه و زندگيشون يا اونقدر 

قرق در مشكلات زندگيشون شدن كه ديگه فرصت وبلاگ نويسي ندارن 

ولي من دوست دارم بنويسم تا وقتي  كه نفس مي‌كشم. 

اين روزا اول ترم و اين ترم جديد هم يه سري درس گرفتم كه خيلي مشكله 

از همه دوستان گلم ميخوام برام دعا كنن اين ترم رو با موفقيت به اتمام برسونم. 

اميدورام اين روزا كه كسي به من سري نميزنه بجز مريم عزيز كه هميشه لطف دارند%

بتونم به اين تنهايي عادت كنم. فكر ميكنم ديگه كسي ديگه وبگردي نميكنه يا شايد حوصله ندارند 

و مثلا من روزانه شايد بجز خودم كسي ديگه به وبلاگ سر نزنه، 

خودم طول روز چندباري و به وبلاگم سر ميزنم و از خودم تشكر و

ميكنم چقدر خوبه و چه حس خوبي دارم من ، واي خداي من يكي منو بگيره

خلاصه كلام ، اگه كسي ميدونه چي شده منو هم مطلع كنيد از غافله عقب نمونم .


ياد قديما بخير ...



نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 15:37 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

عاقبت روزي تو را با صداي بلند فرياد خواهم كرد

اما حال!

فريادم در سكوت و تنهايي ايست پر از بغض و درد!

فرياد نيست! ناله اي بيش نيست. ناله يك خسته رنجور

ناي عبور از تنهايي نيست آخرين ضربان قلب خسته است

عاقبت اگر اين پير كهنه تواني داشت

روزي تو را با صداي بلند فرياد خواهد كرد

آيا صدايم را مي‌شنوي؟


مازيار ( تنهاترين عاشق )


نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 16:23 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

به اميد روزي روشن نفس مي‌كشم 

خواهم ماند بر سر راهي كه از آن رفته‌اي


اميد دارم كه مي‌آيي پس چرا غمگين باشم؟


شادم چون شادي، شادي تو را با تمام وجود احساس مي‌كنم.


خوش باش از روزهاي روشنت دسته گلي بساز ،... اگر آمدي آن را بر مزار غم‌هايم بگذار


كه من همه غم‌هايم را به خاك سپرده‌ام از دل تنهايي بيرون آمدم و روشنايي را 


مي‌بينم، 

من شادم و تنها نيستم همه همراه من هستند.


( تنهاترين عاشق )


نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 17:48 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

دلتنگ ديدارتم

كجايي؟


امروز سراغت رو از  يادت مي‌گرفتم ، اونم آدرسي از تو نداشت 


مي‌خواستم با اون درد دل كنم بغضم رو بشكنم و كمي خودم رو آروم كنم 


ولي اونم حوصله اين حرفها رو نداشت درست مثه ( س. عابر پياده ) 


كه حوصله خوندن مطالب تنهاترين عاشق رو نداره حتي نميخواد بياد و ...


درسته اكثراً روزمرگي رو توي پست هاشون مي‌نويسن خوب من از چي بنوسيم 


مگه روزمرگي من، هر روز و هر ثانيه من تو نيستي؟


نبايد از تو بنويسم؟


تو كه رفتي هميشه دلتنگتم


تو رو خدا بيا و ببين چه ميكشم توي روزا و شباي بي تو بودن! بيا و به همه بگو


( تنهاترين عاشق )


نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 18:9 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

عشق يعني مستي و ديوانگي 

عشق يعني با جهـان بيگانگي 

عشق يعني شب نخفتن تا سحر 

عشـق يعني سجده ها با چشم تر 

عشق يعني سر به دار آويختـن 

عشـق يعني اشک حسرت ريختن 

عشق يعني در جهان رسوا شدن 

عشق يعني مست وبي پروا شدن 

عشق يعني سوختن يا ساختن 

عشق يعني زندگي را باخـتن

عشق يعني انتظار و انتظـــار

عشق يعني هر چه بيني عکس يار

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

 

نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 13:4 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

گوشي همراهت تك زنگ ميخوره و قطع ميشه !!

 شماره رو نگاه ميكني يه شماره ايرانسله!!!

خوب بي خيال ميشه بعد از چند دقيقه دوباره تك ميخوره و قطع  ميشه!!!

اي بابا!!! بعد از سه چهار بار تك خوردن كنجكاو ميشي ببيني جريان چيه؟!

شماره اي رو كه افتاده ميگيري ، يه دختر اون طرف خطه با صداي همچين كش و قوس دار جواب ميده 

ميپرسيد كه امرتون ؟؟ ميگه كه همينطوري تماس گرفته بيشتر كنجكاو مي‌شيد ببينيد شمارت رو از

 كجا آورده ؟ يكي دور روز طول ميكشه !! صحبت از عشق ميكنه

حالا شماره رو اتفاي گرفته ، شانسي !!!

ديگه شما كاري نداريد قطع ميكنيد ، اون زنگ ميزنه وقت و بي وقت !!! اي واي شارژم تموم شده !! 

انتظار داره ....؟؟؟؟؟؟؟!!!

آري اين است درد امروز جامعه جوان ما !!!!


كلاه برداري دختركي كه آرام آرام  معصوميتش در پس كارت شارژ نهان مي‌شود و چهره يك كلاه بردار

حرفه اي به خود مي‌گيرد.


صبح كه از خواب بيدار مي‌شود در پي عشق ، نان ، كارت شارژ است!!



نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 13:6 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

وقتي كه رفتي

از من خواستي بيام و بدرقت كنم ! اومدم تو چشام نگاه كردي لبخندي زدي

سر تا پامو نگاه كردي و خيلي ساده، رفتي، عاميانه بگم،

گذشتن از من برات آسون بود

به همون راحتي كه رفتي، آخه با معرفت، آخه قربونت برم،

گلم اين بود رسم عاشقي !!

حالا كه قالي كهنه دلم رو كه يادته تو دلم فرش ميكردم، جارو ميزدم،

ميومدي يه گوشش مينشستي، اونو فروختم ،

آخه تشنه شدم تشنه معرفت!!

فروختم يه جرعه معرفت خريدم.

حالا كه آس و پاس شدم اومدم نشستم

تكيه زدم به ستون معبد ياد نگاهت

دارم محبت رو گدايي ميكنم

تا شايد بياي يه سكه محبت مهمونم كني و

توي سرماي تنهايي و زمستون سرد جدايي

يه بار ديگه به معبد گرم نگاهت

دعوتم كني!!

( مازيار تنهاترين عاشق )


 

خدا وصیت منو، گوش بده نامه مو بخون .. شاید دیگه من نباشم ،

مواظب عشقم بمون میسپارمش بهت میرم،

تموم تار و پودمو .....یه وقت نیاد برنجونیش،

کسل کنی وجودمو خدا یه وقت کسی نیاد ، بدزده قلب سادشو ..

کسی نیاد تو زندگیش ، بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره ،

خیلی بده زمونمون .. خدا سپردمش بهت ،

مواظب عشقم بمون فردا قراره منو تو،

از همدیگه جدا بشیم..... فردا قراره همدم گریه ی بی صدا بشیم

تو کوچه های بی کسی،نیستی و پرسه می زنم...

آی آدما نگاه کنین ،غریب شهرتون منم

 

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت 17:17 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

کاش می شد دیگر بار تو را میدیدم

اما افسوس که دیگر نیستی

عقربه های انتظارت از شمارش ایستاده

چرا که تو دیگر رفته ای.

بی بازگشت.

کاش می شد سنگین ترین سکوت ها را با تو فریاد می کردم.

با تو بودم با تو می ماندم و با تو می رفتم

نیستی

نیستی تا ببینی دست از همه جا شسته به دنبال تو می گردم

ولی چه بیهوده که بیهوده میگردم

دیگر نیستی مرا پاک از یاد برده ای

تو سخت درگیر مشغله خویشتنی

 کجا دیگر جای برای من درمانده !!

ولی من خود نیز با مشغله خوی کرده ام عزیز

اما مشغله تو نیز خود مشغله ایست بسیار ...

ای خدا چرا من دلتنگم؟

چرا صدایم را نمی شنوی؟

رهایم کن از بند این غم ها

خسته شده ام.

 سخت محتاج رهاایم

من سال هاست بار خود را بسته ام از هیچ.

 چشم انتظار سفرم

شاید فردایی برای من نباشد گویی انتظار به پایان رسیده

شاید ثانیه ای دیگر وقت سفر است

 

مازیار ( تنهاترین عاشق )

نوشته شده در جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 23:29 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |


 

 

سلام به خاک

سلام به سکوت.

سلام به لب هاي بسته

به جاي خالي تو در ...

اي دوست چرا بي وداع؟

چرا بي خبر ؟ اين بود آن رفاقت كه از آن دم مي‌زدي؟

بي تو چگونه به موسيقي خاطراتت گوش فرا دهم چگون تصوير نوازش

خنده‌هايت را بر تار وجودم  بنوازم

چگونه آخرين نت خاطراتت را از بر باشم

هزران افسوس ديگر هيچ وقت تا پاسي از شب با تو نخواهم بود


"ياران "

 بغض سنگيني شكست  بهترين گل گلدانم دور از ديدگانم پرپر شد

 و پژمرد و بي وداع ديدارش به قيامت شد.

ديدگانم جاري از اشك عزا شد بهترين يارم مرا تنها گذاشت و مرا در عزاي

ابدي رها كرد و رفت بياد عزيزترين يارم كه سنگين ترين بغض هايم بيادش در

گلو مدفون شده و ادامه‌ي راه را بر من دشوار نموده است.

غمي عظيم مصيبتي دردناك سراسر وجود تنهاييم را فرا گرفته است.

خدا حافظ عزيز خفته در خاك

( مازيار تنهاترين عاشق )


عزیز خفته در خاکم گل باغ دلم بودی

درخشان گوهر پاکم چراغ محفلم بودی

کجا یابم دگر چون تو، اگر دور جهان گردم

تو را ای نازنین گوهر که یار و همدمم بودی


تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق - تنهاترين عاشق  
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 23:9 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

افسوس مي خورم ....چرا؟چرا با رفتن تو..............بهار مي ايد ؟...امدي در سرماي زمستان... به سردي زمستان بودي..... به غم انگيزي شبهاي تنهايي..... به خشکي برف ...مي روي..... بهار مي ايد ...به نظر معامله خوبي است....اميد ان دارم بهار گلي بر چهره ات بنشاند ...چه اميد مبهمي...گردش روزگار خطا ندارد ....زمستان هيچ گاه بهار را نمي بيند...

 سال نو مبارک

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 19:23 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

شب را دوست دارم! چون ديگر رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذرد تا سر گرداني مرا ببيند .

چون انتها را نمي بينم .تا براي رسيدن به آن اشتياقي نداشته باشم شب را دوست دارم چون ديگر هيچ

عابري از دور اشك هاي يخ زده ام را در گوشه چشمان بي فروغم نمي بيند شب را دوست دارم : چرا كه

اولين بار تو را در شب يافتم از شب مي ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه  تمام

عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 23:51 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

 

ولنتاین مبارک!!!!

 

تاریخچه روز ولنتاین
 
ولنتاین در قرن اول میلادی در روم زندگی می كرد.
در آن زمان روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس این كمبود سرباز را ناشی از سستی مردها در ترك عشق می دانست، پس همه نامزدی ها و ازدواج ها ملغی اعلام كرد، همانطور كه گفته شد ولنتاین كه در آن زمان یك كشیش بود با او به مبارزه برخاست و به همراه ماریوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند
پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه برای سر والنتین مقدس جایزه تعیین شد و او زندانی شد.
وقتی در زندان بود بسیاری از كسانی كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به دیدنش رفتند.
آنها گل و نامه های محبت آمیز خود را از بالای دیوار زندان پرتاب می كردند.
تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید.
یكی از ملاقات كنندگان او دختر زندانبان بود، روزها به دیدارش می آمد و چند ساعتی با هم صحبت میكردند
روزی كه قرار بود والنتین كشته شود نامه ای برای تشكر از دختر زندانبان نوشت كه با جمله “Love from your valentine” خاتمه یافت.
 

در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او  ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند.
 
 

من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام؛ یک شعر پر از غلط؛ یک پرنده ی بی آسمان؛ یک نسیم سرگردان؛ یک رویای نا تمام

 
 
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:13 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزم دیر نیست تو ساده دل کندی
ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من می تونه ارومت کنه
اون لحضه های اخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور وقتی به من فکر می کنی
حس می کنم از راه دور
اخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره
عطرت داره از پیراهنی که جا گذاشتی میپره
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دست تو احساسموباور کنی
پیدات کنم حتی اگه پروازمو پرپر کنی محکم بگیرم دست تو احساسموباور کنی
باید تو رو پیدا کنم شاید هنوزهم دیر نیست تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

بیاد تو با قلم تو . تقدیم به تو که برای تو مینویسم  برای تو که دیروز بودی و بروی در و دیوار دلم این شعر رو  نوشتی و رفتی. هنوز صدای آخرین قدم های رفتنت به گوش می رسد بدنبالت می دوم شاید برسم ولی هر چه میدوم به تو نمیرسم کاش میماندی تا بیایم دستانت را بگیرم سر بر روی شانه هــــــایت!    بغض چند ساله ام را بشکنم و زار زار گریه کنم .

هر کجا و با هر کسی که هستی ! آسمانت آبی ! فرشت سبز ! بهارت پرگل و زندگیت سراسر نشاط و شادی باد دوستت دارم ای آرزوی محال!! ای بزرگ ! ای دوست.

مازیار ( تنهاترین عاشق)

نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 21:1 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

آه...آه...اما

او چرا این را نمی داند که در اینجا من دلم تنگ است، يك ذره است؟

داره ديونه ميشه از تنهايي

خيلي وقته ابر سياه تنهايي رو دلم سايه انداخته، حتي نمي باره تا غبار تنهايي رو از دلم پاك كنه.

خيلي وقته خورشيد و نديده، بيچاره دلم ديگه نور رو هم نميبينه!!!

 مازيار ( تنهاترين عاشق)

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 10:19 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 9:49 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

دود می خیزد ز خلوتگاه من    

کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟


با درون سوخته دارم سخن


کی به پایان می رسد افسانه ام ؟


 دست از دامان شب برداشتم


تا بیاویزم به گیسوی سحر


خویش را از ساحل افکندم در آب


لیک از ژرفای دریای بی خبر

 
بر تن دیوارها طرح شکست


کس دگر رنگی در این سامان ندید


چشم می دوزد خیال روز و شب

 
از درون دل به تصویر امید


 تا بدین منزل پا نهادم پای را


 از درای کاروان بگسسته ام


 گر چه می سوزم از این آتش به جان


لیک بر این سوختن دل بسته ام


تیرگی پا می کشد از بام ها


 صبح می خندد به راه شهرمن

 
 دود می خیزد هنوز از خلوتم


با درون سوخته دارم سخن

نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 21:41 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

امشب خیلی دلم گرفته

میدونین چرا؟

برگشتم و نوشته های سال ۸۴ و نظرات اون رو خوندم یعنی درست سه سال پیش،

وقتی با چه شوق و امیدی این وبلاگ رو شروع به نوشتن کردم.

حالا وقتی روی آدرس وبلاگ عزیزانی که واسه من نظر داده بودن کلیک میکنم و میرم یه

سری بزم،

میبینم که وبلاگ را حذف کردن یا دو سالی هست که همینطور رها شده و چیزی نمینویسن

خوب چرا؟

شاید یاد آوری این موضوع که اون روزا با چه شوق و امیدی مینوشتم و یا مطلبی رو از

جای پیدا میکردم و با چه انگیزه ای اون رو تو وبلاگم مینوشتم هم دلیل مضاعف باشه.

نمیدونم شاید

اینا همش  بهونه ای بود تا یه ذره دلم آروم بگیره.

از همینجا به همه اون  عزیزان سلام میگم

و میگم همیشه با خاطرات اون روزها زندگی میکنم

 آرزوی خوشبختی و سلامتی واسه اونا دارم.

 این روزا که تنهاتر  از همیشه ام و دلم شکسته از خدا میخوام که هیچ وقت تنها نباشن و

درد تنهایی رو حس نکنن.

(تنهاترین عاشق)

با آرزوی روزهای روشن و زیبا برای همه

ای خدا خیلی دلم گرفته آروم نمیشم !!

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:44 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

گالری عکس های عاشقانه برای دیدن عکس ها بر روی ادامه مطلب کلیک کنید

عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه - عکس های عاشقانه -

عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانهعكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه عكس هاي عاشقانه


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:38 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

 

رفتي ولي با رفتنت اين بغض هنوز

                            

 ميجوشد درون سركه هفت ساله تنهاييم

                                   

                                         مي فشارد گلو، اشك مي آيد ولي

 

تبخير مي شود در كوره تنهایيم

     

رفتي ولي بدان با رفتنت پايان نوميدي شب سيه ام همچنان سيه است

 

با اينكه ديده تا آخر راه

 

ميكرد بدرقه گام رفتنت

 

نميدانم از كدامين راه رفته اي

 

تا بنگرم آمدن و پشيمانيت

 

اي گل تازه شگفته به گلدان تنهاييم.

 

در بوستان كه بو ميدهي ؟؟

                     

                           بيــا

                                     بيــــــــــا

                                                       

                                                        بيا كه چشمه هاي تنهايي هنوز

 

مي دهد آب، جاي خالي تو در گلدان تنها ييم.

 

 

 

 

مازيار  ( تنهاترین عاشق )

 

 

نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 21:44 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

سال نو

مبـــــــــارک

 

تنهايي به اميد رسيدن به يار

تا سال آينده

سخته ولي مثه پارسال

 

( تنهاترین عاشق )

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 23:3 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

دلم براي تنهايي ميسوزد چرا هيچکس او را دوست ندارد

مگر او چه گناهي کرده که تنها شده

جرم تنهايي چيست که هيچکس او را نميخواهد ديشب تنهايي

از اتاقم گذشت دنبالش دويدم ولي او رفته بود.

تنهاي تنها نيمه شب او را مرده کنار حوض

خانه پيدا کردم از گريه چشمانش قرمز

بود برايش گريستم آخر او از تنهايي مرده بود

 تنهايي مردو من تنها تر شدم....

تو رفتي شب از فكر فردا تهي است

خيال شب از رنگ رويا تهي است

تو رفتي و فرداي شب دير شد

 تو رفتي ستاره زمينگير شد

غزلخوان شبهاي خلوت كجاست هواي شب و حال صحبت

 كجاست

 سياهي شب حسرت موي توست تمام شب آغشته ي بوي

 توست چه مستي؟

شراب آتشي خامش است چه صبحي؟ شب تيره عاشق كش است

شب از گفتگوي تو و من تهي است صداي شب از حس

 رفتن تهي است

تو رفتي و شب خالي از من شده است پر از هاي

 هاي شكستن شده است

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 18:44 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

بیــاد آرزوهــایی که می میرند

 

سکوتی میــکنم سنگین ترازفریاد

 

نوشته شده در جمعه یکم تیر 1386ساعت 20:16 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

این آخرین تلاشمه واسه بدست آوردنت

 

باور کن این قلب و نرو این التماس آخره

 

چقدر می خوای تو بشکنی غرور این شکسته رو

 

هر چی می خوای بگی بگو اما نگو بهم برو

 

این دلو عاشقش نکن اگه منو دوست نداری

 

راحت بگو اگه می خوای قلب منو جا بذاری

 

دلم پر از شکایته اما صدام در نمیاد

 

می ترسم از دستم بری کاری ازم بر نمیاد

 

نرو نذار که بعد ازین دنیا به عشق شک بکنه !!!

 

هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه

 

نفس زدم از ته دل معصوم این قلب بخدا

 

نذار بشه محال واسش باور عشق آدما

 

مرگ دلم پای تواه اگه ازش گذر کنی

 

لب تر کنی رفیقتم کافیه با ما سر کنی  

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 17:43 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

 

 

من و تنهایی سال نو رو به همه عاشقا تبریک میگیم

 

امیدواریم که سال خوبی برای همه دوستان باشه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک سال تموم شد و من همچنان سر در گم دیوانه وار بدنبال تو می گردم

 

نفس به سختی می آید و چه آسان می رود !!!

 

هوا مسموم دردهای تنهایی است

 

کجاست هوایی که نفس را به یاد من فرو بری ؟؟

 

(تنهاترین عاشق )

نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 18:43 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد........

از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟

گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 14:3 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

براي اين كار به سايت زير بريد :

www.mp3-upload.net

در اين سايت شما مي تونيد موزيك هاي خود رو آپلود كنيد .

در آخر وقتي آپلود كامل شد  سايت آدرس موزيك شما رو بهتون ميده كه ميتونيد اون رو در كدهاي قرار دادن موزيك بگذاريد.

 

نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 15:29 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

مثه گلبرگي كه دراه ميبردش باد مثه افسانه تلخي كه همه بردنش از ياد دارم از ياد تو ميرم

نوشته شده در جمعه یکم دی 1385ساعت 17:41 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |

سلام به همه دوستان عزیزی

که همیشه نسبت به من ابراز محبت دارن

با اینکه مجال کم بود سعی کردم بمونم و این بار بنویسم

اونم دومطلب مهم

۱- درگذشت پدر شعر و ادبیات و فرهنگ و موسقی اصیل بختیاری رو به همه عاشقان و دوستدارانش تسلیت می گویم

او عاشق بود و با عشق می خواند و با عشق هم مرد روحش دشاد و یادش گرامی

( آری بغض گلویم را گرفته دیگر نمی خواند دیگر صدایش - آوازش با صدای دلم هم نوا

نمی شود افسوس  و هزاران افسوس که چون تو دیگر .... )

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

اوی عزیزم مینا بنوش

دسمال هفت رنگ

چی تیات پیدا نداه

به ایل چهارلنگ

عاشقم دیونیم

بین بکشینم

بوندینم کد گل

هیچ مگشینم

 

آری کوگ تاراز دیگر نمی خواند

۲- از همه عزیزان معذرت می خوام قالب وبلاگم بهم ریخته و دیگه فرصتی نبود که اون رو به حالت اول برگردونم  ببخشید اگه لینکهاتون موقت پاک شده

به امید دیار در آینده ای نزدیک

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 9:53 توسط مازيار تنهاترين عاشق| |


:قالبساز: :بهاربیست: